الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

45

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

و بر آن خط بطلان مىكشد و به آن‌ها نسبت ريا و بدعت‌گذارى مىدهد ؛ آنان حرام خدا را حلال و حلال او را حرام شمرده و با ذات مقدّس الهى ابراز دشمنى نموده‌اند . بلكه اين روايات حكم به كفر آن‌ها كرده و فرمان داده از آنان دورى شود و از پيروى راه و رسم آنان عموما و خصوصا ، به صراحت يا كنايه ، به شيعيان هشدار داده است كه در اين زمينه به نقل دوازده حديث مىپردازيم : 1 - روايتى را استاد بزرگ ، ملا احمد اردبيلى ( قدس اللّه روحه ) از شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن نعمان ، از محمد بن حسين بن ابو الخطاب در كتاب « حديقة الشيعه » نقل كرده كه گفته است : من در مسجد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خدمت امام هادى عليه السّلام شرفياب بودم كه جمعى از يارانش از جمله ابو هاشم جعفرى كه فردى بليغ و سخنور و نزد امام عليه السّلام از جايگاه ويژه‌اى برخوردار بود ، بر آن حضرت وارد شدند . پس از آن ، گروهى صوفى وارد مسجد شده و در گوشه‌اى از مسجد حلقه زده و به گفتن « لا إله الا اللّه » پرداختند . امام عليه السّلام به ما فرمود : « لا تلتفتوا الى هؤلاء الخدّاعين فانّهم خلفاء الشيطان و مخربوا قواعد الدين يتزهّدون لراحة الاجسام و يتهجّدون لصيد الأنعام يتجوعون عمرا حتى يديخوا للايكاف حمرا لا يهلّلون إلا لغرور الناس و لا تقلّلون الغذاء الا لملاء العساس و اختلاس قلوب الدفناس ، يكلّمون الناس باملائهم فى الحبّ و يطرحونهم باذليلاهم فى الجبّ ، اورادهم الرقص و التصدية و اذكارهم الترّنم و التغنية فلا يتّبعهم الّا السفهاء و لا يعتقدهم الّا الحمقى ( الحمقاء - خ ) فمن ذهب الى زيارة احدهم حيا و ميّتا فكأنّما ذهب الى زيارة الشيطان و عبادة الاوثان و من اعان احدا منهم فكأنمّا اعان يزيد و معاوية و ابا سفيان ؛ به اين فريبكاران توجه نكنيد كه جانشين شيطان و ويرانگران پايه و اركان دين‌اند . در جهت راحت‌طلبى و تن‌آسايى ، تظاهر به زهد و پارسايى مىكنند و براى شكار چارپايان شب‌ها بيدار مىمانند ، عمرى به خود گرسنگى مىدهند تا الاغ‌هايى ( تودهء ناآگاه ) را براى پالان نهادن رام نمايند ، كلمهء لا إله الا اللّه را جز براى فريب مردم بر زبان نمىآورند و از غذاى اندك استفاده مىكنند تا ظرف‌هاى بزرگ خود را پر از غذا كنند و دل‌هاى مردم پست و فرومايه را مجذوب خود سازند . با مردم مهربانانه سخن مىگويند و با گمراهىهاى خود آنان را به درون چاه مىافكنند . ورد آن‌ها رقص و پايكوبى و دست‌افشانى و ذكرشان نغمه و آواز است . تنها نابخردان از آنان پيروى مىكنند و جز افراد نادان و احمق ، كسى آنان را باور ندارد . آن‌كس كه در زندگى يا مرگشان